Monday, September 22, 2008

bridge

کاش پل عشق میان من و تو اینچنین طولانی نبود

کاش در سیاهی های شب ، راه پنهانی نبود

کاش این عشقی که در جان من است

اندکی در جان تو پیدا و اینسان کم نبود

کاش می شد خدای عاشقان

درد عشقت را به من ناداده بود

کاش اگر هم اینچنین بنوشته بود

مهربانی را به او هم داده بود

کاش می شد بر سیاهی های زشت سرنوشت

اندکی از نو محبت را نوشت

کاش می شد در آسمانها جا گرفت

رفت و پر زد با نکویی ها کمی تنها گرفت

کاش کشتی وامانده در طوفان من

در کنارت ره ساحل می گرفت

Monday, August 25, 2008

kash

کاش ثانیه ها می خوابیدند
کاش زمان در انتظار تو، انتظار را لمس می نمود
کاش نگاه تو در ایستایش زمان همیشگی بود
کاش ثانیه ها رنگی از تکرار داشت
کاش خاطره ها باز می گشتند
کاش پرنده ها راز اشک هایم را به تو می گفتند

کاش می شد من آن قلم در دستان تو بودم
کاش من آن پیرهن بر جان تو بودم
کاش من آن پرنده در هوای تو بودم
کاش من آن نگاه در چشم تو بودم
کاش.......م

sedaye tu

صدای تو صدای سبز زندگی است که در بطن من جاری است
این زیبا طنین تو در جای جای خاطرم باقیست، یاد تو در وجودم همیشه زنده، همیشه جاوید، ای عشق خوب من

Saturday, July 19, 2008

Parvardegaram

پروردگارم دوست دارم شبها وقتي سر به بالين مي گذارم فرشتگانت فرود آيند و مرا در آغوش خويش گيرند تا من در عطر بوي تو مستانه به خواب روم و روز كه ديده مي گشايم به صبح تو، تو را و بوي تو را در آن شمعداني به گل نشسته ام حس كنم.

Sunday, July 13, 2008

Goftegoo ba OU

قلم عاجز است و زبان عاجزتر و افكارم ناتوان تر، دل عاشق تر، نمي دانم چطور و چگونه بگويم يا بنويسم درونم پر عشق است پر جوش و خروش است پر از نور خدايي پر از پرواز دور است نمي دانم چطور خوانمش من، چطور در بر گيرمش من، چطور سر بر سينه اش بگذارمش من، چطور بوي خوشش بويمش من، چطور بوسمش من، آه اي خداي مهربانم تو ، تو كه فرشتگانت را به سويم گسيل مي داري اي مهربان من كه در هيچ زمان رهايم نكردي دل تنهايم را با دلي در بيكران دور پيوند دادي و اميدم را نيز تو بدادي. از آنزمان كه تو را بهتر ديدم و شناختم، تو به من عشق دادي بر همه عالم عاشقم ساختي، اي بزرگ پروردگارم همه آنچه را كه آفريدي دوست دارم و بدانها عشق مي ورزم اي خداي مهربانم، بسيار سپاسگذارم كه چنين نعمت عظيمي را به من عطا كردي نعمت دوست داشتن و عظيم تر آنكه بسيار دوستم دارند و مي دارند و عاشقانه و خالصانه برايمم دل مي سوزانند. بزرگ پروردگارم تو داني كه عاشقم، عاشق كشور و خاك و ميهنم ياريم ده تا با نگاه برتو و گام نهادن در سوي تو و در كنار تو خدمت كنم بزرگ خدمتي جاويدان قلمم را توان ده تا بنگارد در راه كشورم، نگاشتني خاص.

Saturday, July 12, 2008

Khodaya

پروردگارا مرا ياري ده تا قدم در راههاي نكو گذارم ، راههايي كه به سوي تو مي انجامد، راههايي كه جز به نيكي و خدمت به انسانها و كشورم به هيچ نيانجامد.
پروردگار مهربانم كه هميشه با مني و در مني، تو را با تمام زيباييها، با بازيهايت كه شب و روز در سر راهم مي گذاري و قدرت حضور خود را به من گوشزد مي نمايي، دوست دارم.
خداي من، مرا ياري ده تا با زيبايي و آنچه كه به من عطا كردي ابزاري براي رسيدن به كمال سازم و مگذار كه اينان مرا به دره هاي سقوط رهنمون شوند.
خداي خوبم كه در سخت ترين لحظات هميشه يار من بودي، روح من عاشقانه پروازخواهد كرد به سوي تو، معبود هميشه باقي من
اله ي من، داني كه از پليدي ها سخت گريزانم مرا باز دار از هر چه پستيست و مگذار كه آنها مرا خام خود كنند و به سوي خود برندم مرا ياري ده تا بتوانم خوب و زيبا بسرايم و سهمي در پاسداشت شعر، هنر و فرهنگ كشورم داشته باشم.خداي من، عشقي پاك پاك در سينه ام گذار تا من به شوق او در پرواز درآيم و سرور، تا عاشقانه من سرايم در پرتو عشق پر فروغ.

Saturday, June 21, 2008

nemidanam

نمي دانم كيست يا چيست اندرونم
نمي دانم چرا اينگون ام من
نمي دانم چرا مست مي و ميخانه ام من
نمي دانم چرا چون كودكم من
چرا چون كودكي گريان شوم من
براي لاله هاي سرخ
براي سرهاي جدا افتاده از پيكر
نمي دانم كيست در درونم اينچنين شعر مي بافد
نمي دانم كيست
اينگونه عاشق
اينگونه مست